خرید بک لینک
در جوامع کشاورزی سنتی، صفات غیراکتسابی چون اصل و نسب، طبقه، جنسیت، قومیت، دین و معلولیت معیار قشربندی اجتماعی بودند. با شکلگیری مدرنیته، خواست آزادی با مفاهیم برابری و عدالت گره خورد و مباحث نظری بسیاری برانگیخت. یکی از مجادلهانگیزترین مباحث، برابری جنسیتی است. سنتگرایان استدلال میکنند که « زنان و مردان تفاوت طبیعی و ذاتی دارند. زنان و مردان به دلیل تفاوت ذاتی نقشهای اجتماعی و مسئولیت متفاوتی برعهده دارند (مرد نانآور/زن خانهدار) و از این رو باید حقوق متفاوتی داشته باشند.»استدلال طرفداران نابرابری جنسیتی، مبتنی بر مبنای فلسفی ذاتگرایی است و چند اشکال عمده دارد. اول، در علم مدرن مفاهیمی چون ذات و فطرت به رسمیت شناخته نمیشود و درباره شدت تفاوت طبیعی کارکرد مغز، شخصیت، روان و عواطف زنان و مردان و میزان فرهنگی و برساختی بودن این تفاوت مجادله بسیاری وجود دارد که از نظر علمی تایید نشده است. دوم، تفاوت بین حقوق انسانها بر اساس صفات غیراکتسابی یعنی خصوصیاتی که با آن به دنیا آمدهاند و نقشی در انتخاب آن نداشتهاند، غیراخلاقی است.سوم، تفاوت حقوقی و سلب حق انتخاب و اختیار گروهی از انسانها در طول تاریخ مبنای ستم اجتماعی چون کاست، بردهداری و نژادپرستی بوده است و مانع رشد فردی و اجتماعی است. خلاصه کردن ارزش انسانی زنان به نقشهای محدودی چون مادری و خانهداری، موجب محروم کردن جامعه از استعدادها و توانایی آنها در عرصه عمومی است. چهارم، نابرابری حقوقی به نابرابری در قدرت و منزلت میانجامد و روابط اجتماعی را مختل میکند. مسائل اجتماعی چون کودکهمسری، خشونت خانگی و قتلهای ناموسی در تحلیل نهایی به دلیل نابرابری جنسیتی و فرودستی زنان رخ میدهند. پنجم اینکه ستم بر اساس ذاتگرایی حدی

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 10:35

۱۸ و ۱۹ اردیبهشت در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، دومین همایش سیاستگذاری اجتماعی در ایران برگزار شد. مقاله من با عنوان «سیاست خانواده در ایران و ایدئولوژی مادری» در پنل سیاست خانواده و زنان (دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ساعت ۱۴ تا ۱۵.۳۰) ارائه شد. خلاصه بحث من:تحلیل مضمون اسناد بالادستی حاکمیت نشان میدهد که مضامین اصلی سیاست خانواده در ایران با هدفگذاری افزایش جمعیت عبارتاند از: تاکید بر ازدواج و لزوم تشکیل خانواده، حفظ پایداری خانواده، نابرابری نقشهای جنسیتی و تقسیم کار جنسی در خانواده، تاکید بر فرزندآوری و تربیت فرزندان به عنوان مهمترین کارکرد خانواده. الگوی سیاست خانواده در ایران، الگوی سنتی خانواده «مرد نانآور/ زن مراقب» است. تاکید بر وظیفه مادری و فرزندآوری زنان در سیاست خانواده این گمان را به وجود میآورد که ایدئولوژي مادری (مامیسم) که در دهه شصت در آمریکا ترویج میشد در ایران نیز به طور ضمنی پذیرفته شده است.پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا بر اساس نظریات روانشناسان کودک، «ایدئولوژی مادری» شکل گرفت که خواستار حضور زنان در خانه و نزدیکی فیزیکی آنها با کودکان بود. یکی از مهمترین نظریهپردازان آن، جان بالبی بود که بر اساس نظریه دلبستگی در کتاب خود با عنوان «مراقبت مادرانه و سلامت ذهن» ادعا کرد که جدایی طولانیمدت مادر از کودک، به مشکلات شناختی و عاطفی کودک در سالهای آتی زندگیاش منجر میشود. دونالد وینیکوت روانشناس و پزشک اطفال انگلیسی نیز رشد عاطفی کودک را بر پایه عشقی که مادر به فرزندش ارائه میکند، تعریف میکرد. از دیدگاه اوکلی، مامیسم، افسانهای است مبتنی بر اعتقاد به سه گزاره: «تمامی زنان به مادر شدن نیاز دارند، تمامی مادران به کودکان خود نیاز دارند، و تمامی

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 10:35

مردسالاری به نظام سلطه و نابرابری قدرت بر مبنای جنسیت اطلاق میشود که دست کم چهارهزار سال قدمت دارد. مطالعه تاریخی نشان میدهد در جوامع کشاورزی سنتی بیشتر زنان در زندگی خود، چهار نوع فشار را تجربه کردهاند: طرد از قدرت سیاسی و محرومیت از منافع اقتدار، طرد از قدرت فرهنگی و آموزش رسمی، بهرهکشی اقتصادی و آسیبپذیری در برابر بهرهکشی جنسی (لگیت، ۱۳۹۱: ۲۰).مردسالاری واژهای قدیمی است که در یونانی «حاکمیت پدر» معنا میدهد. معنای فمنیستی آن نسبتاً جدید و مربوط به زمانی است که کیت میلت در کتاب خود با عنوان «سیاست جنسی» (۱۹۷۰) آن را برای توصیف سلطۀ مردان به کار برد. مردسالاری بیش از آن که دربارۀ تک تک مردان و زنان و روابط شخصی آنها باشد، درباره نهادها و ارزشها، سیاست و فرهنگ، مفاهیم قدرت و نظم اجتماعی است (لگیت، ۱۳۹۱: ۱۸).به نظر کیت میلت، ایدئولوژی مردسالاری، تفاوتهای طبیعی میان مردان و زنان را بزرگنمایی میکند تا مردان همواره نقشهای مسلط یا «مردانه» و زنان همواره نقشهای فرودست یا «زنانه» داشته باشند. این ایدئولوژی، قدرت انحصاری خود را از آنجا کسب میکند که مردان، از راه تربیت و به مدد نهادهایی مانند خانواده، مدرسه، دانشگاه و کلیسا فرودستی زنان نسبت به مردان را ساخته و تقویت میکنند و در نتیجه بسیاری از زنان احساس حقارت نسبت به مردان را ملکه ذهن خود میسازند. هرگاه زنی از پذیرفتن ایدئولوژی مردسالاری خودداری کند و هنجارهای زنانگی (یعنی تسلیم و فرودستی) را پس بزند، مردان برای به انجام رساندن کاری که تربیت در انجام آن ناکام بوده است، به زور متوسل میشوند. (تانگ، ۱۳۹۳: ۱۵۹).به نظر میلت، سلطه مردان و انقیاد زنان که از طریق جامعهپذیری حاصل میشود، از طریق ابزار ایدئولوژیک تداوم می

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 10:35

صفحه بندی